در نبود آمار و ارقام شفاف و درست از بازدهی سازمان‌ها، چه کسی می‌تواند با اطمینان بگوید که در حوزه مسئولیت خود، فردی شایسته است یا صرفا توهم شایستگی دارد؟ ملاک و معیار برای پاسخ دادن به این پرسش چیست؟ کاربران در فضای مجازی به اظهارنظر درباره این موضوع پرداخته‌اند.
پوریا گفته: به نظر من در هر زمینه فردی و اجتماعی، «توهم» بزرگترین مصیبت قرن برای ما بوده، توهم زیبایی، دارایی، فهم، قدرت، شایستگی، مدیریت، کمال و...  متأسفانه کمتر کسی پایش روی زمین است، حتی خودم. 
پروفسور تام نوشته: نگاه نکنید که در اینجا توهم، ملاک شایستگی است و دزدی و انگل وار زندگی کردن، افتخار و زرنگی. آن سر دنیا علم و منطق، حاکم مطلق است و دست کسانی را که رنجی از بشریت می‌کاهند می‌بوسند.
مروت آزادبخش اعتقاد دارد: گاهی بزرگ‌ترین اشتباه ما این است که وقت، انرژی و احتراممان را خرج آدم‌هایی می‌کنیم که نه ظرفیت دریافتش را دارند و نه شایستگی نگه‌داشتنش را. چنین آدم‌هایی به جای قدردانی، دچار توهم می‌شوند و فکر می‌کنند ارزش و جایگاهی بالاتر از آنچه واقعا هستند دارند.
کاربر دیگری معتقد است: چیزی به اسم توهم شایستگی وجود دارد که به‌نظرم اکثر افرادی که «ویو» [دنبال‌کنندگان و طرفداران زیاد] دارند به آن دچارند.
افرا نوشته: آن‌قدر بی‌ربطی و هرج‌ومرج در آدم‌ها و کارها و جایگاه‌ها و امکانات و مسئولیت‌هایشان می‌بینم که فکر می‌کنم استحقاق و شایستگی، از اول توهم ما بوده. حرف هم بزنی می‌گویند محصول دموکراسی است!
کاربری با نام مستعار از سرزمین سرما با اشاره به توییت یک اختلاسگر معروف نوشته: او آقازاده نبود اما مثل آن‌ها برد، خورد، نداد و... کاری به این‌ها ندارم، خسارت بزرگتر این است که هر نالایقی بعد از یک دوره خسارت زدن به این ملت بینوا، توهم برتری پیدا کرده و تصور می‌کند بر اساس شایستگی و لیاقتش بالا رفته و باید به ما عوام درس موفقیت بدهد.
کاربر دیگری که خود را بلاگر حوزه گربه و آب گازدار معرفی کرده، گفته: یکی از سخت‌ترین کارهای دنیا این است که در جایگاه قدرت قرار بگیری اما چون فکر کنی ناعادلانه است، ابزار قدرتت را بگذاری زمین، از بالا بیایی پایین و در موضع برابر بنشینی. قدرت همان‌قدر که شیرین است، توهم محق بودن می‌آورد، توهم مسئولیت، رسالت و شایستگی. برخلاف کلیشه رایج، یک‌وقت‌هایی به جای به‌دست آوردن، باید رها کرد.
جیوردانو معتقد است: داشتن فالوئرهای زیاد، می‌تواند توهم احساس اهمیت و ارزش به وجود بیاورد و فرد فکر کند که باید درباره مسائل مهم نظر بدهد یا به‌عنوان «تحلیلگر» عمل کند. توهم شایستگی مربوط به بازخوردهای مثبتی می‌شود که به پست‌ها و دیدگاه‌های او داده شده و به مرور شخص، خود را مرجعی در هر زمینه‌ای تصور خواهد کرد.
عطیه همتی که خود را خبرنگار خسته معرفی کرده نوشته: امروز در تحریریه از دل یک‌خاطره یک واژه تولید کردیم: «جیمی جامپ خبری»، یعنی افرادی که سرشان را می‌اندازند پایین و ناگهان از وسط وارد رسانه می‌شوند و غوغاسالاری می‌کنند. شما چندمورد از این‌ها می‌شناسید؟
مصطفی امامی پرسیده: «ناگهان  از وسط وارد رسانه می‌شوند» یعنی چه؟
سیدصادق حسینی جواب داده: یعنی ناگهان می‌شوند سردبیر.
کاربر ایرپلین مد، توضیح بیشتر و کلی‌تری داده: یعنی ناگهان بدون سواد و دانش تخصصی در حوزه موردنیاز و بدون رزومه خاص با پارتی‌بازی و سفارش شدن، پست و منصبی می‌گیرند، بعد توهم شایستگی هم می‌زنند و در جایی که مسئول شده‌اند برای بقیه زیردستانشان نسخه می‌پیچند. گرفتی یا با فارسی کوچه‌بازاری تری بگویم؟!

مرتضی نیک‌نژاد پرسشی دارد: به نظر شما چه چیزی در جامعه ایرانی به‌عنوان یک ویژگی منفی بینشی، رفتاری و اخلاقی وجود دارد که شما همیشه فکر می‌کنید کاش جامعه از آن پاک و پالایش شود؟ به‌طور مثال دوستی می‌گفت «تملق و مجیزگویی». شما هم به یک مورد اشاره کنید.
یکی از کاربران پاسخ داده: خودبزرگ‌بینی، توهم آگاهی و شایستگی.
یونس رشیدی خاطره‌ای دارد: وسط ترم اول کارشناسی ارشد در دانشگاه تربیت مدرس، همکلاسی ما انصراف داده بود و برای خداحافظی شیرینی آورد. دکتر پیروز مجتهدزاده پرسید به چه مناسبتی؟ همکلاسی گفت انصراف داده‌ام. دکتر مجتهدزاده، لب به شیرینی نزد و درس زندگی داد. گفت: تو نمی‌فهمی الان وقت انصراف نیست، وقتی منابع محدود و شانس‌ها محدودتر است فقط به خودت نباید فکر کنی، به نفر بعد هم باید بیندیشی. تو با آمدن و رفتنت، یک نفر را از آرزوهایش محروم کردی، آن هم کسی که به یقین بر خلاف تو تا آخر راه را می‌رفت.
او ادامه داد: وقتی جغرافیایی نگاه کنید فقط برنده و بازنده جبر جغرافیایی داریم. اگر اعضای روستاهای محروم بلوچستان به امکانات آموزشی تهران دسترسی داشتند آن‌ها قبول می‌شدند، نه بچه‌های ثروتمند. پس در چنین ساختاری، برگزیده یا برنده شدن فضیلت ندارد، مسئولیت دارد؛ مسئولیت در برابر کسانی که محروم بودند و ماندند. این که یک نفر بگوید خودم زحمت کشیدم یا خانواده‌ام کمک کردند، یک مهمل بیشتر نیست. در شرایط برابر، اکثر نخبگان در یک رقابت عادلانه سقوط می‌کنند. پایان. پس برگزیده شدن، مسئولیت اجتماعی ایجاد می‌کند. ایشان همه این کلمات را همراه با اشک گفتند. 
آقای رشیدی افزوده: من کلی در مورد این نظر دکتر مجتهدزاده تحقیق کردم و به نظرم قطعا درست می‌گوید. به نظر من جامعه بیش از حد فردگرا شده و همزمان، واقعیت نابرابری و مسئولیت اجتماعی به عمد توسط دانشگاه، جامعه، سیستم و حتی خانواده سانسور می‌شود. به بچه یاد می‌دهند که اگر به موفقیتی برسی فقط به خاطر خودت بوده و جبر هیچ نقشی ندارد. بنابراین تو آزادی که فقط به خودت فکر کنی! به این ترتیب، خیلی از نخبگان توهم برداشتند که فقط شایستگی داشته‌اند و به همین خاطر نه مسئولیت، بلکه امتیاز دارند. رقابت کنکور و در دانشگاه شریف یا رشته پزشکی قبول شدن نیز همین توهم را تولید می‌کند و می‌بینید که نخبگان، غالبا طلبکار طبقه فرودست هستند و طبقه محروم، همیشه بزرگترین متهم است. در چنین ساختار ارزشی، تولید مثل زیاد، بزهکاری، مهاجرت، فقر، فحشا و... یک سیاهه کوچک از اتهامات طبقه‌ای است که به جبر اقتصاد و جغرافیا محروم بوده. دامنه این اتهامات آن‌قدر در سطح جامعه زیاد شده که اگر یادتان باشد حتی چند سال پیش پیشنهاد عقیم‌سازی قشر محروم را هم دادند. چرا؟ چون آن که برنده جبر جغرافیایی و اقتصادی است، هیچ وقت حاضر نمی‌شود این نابرابری را بپذیرد. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی